شهاب الدين احمد سمعانى

173

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

آدم خاكى مىآمد ، مرقّع جهولى و خرقهء ظلومى پوشيده ، ليكن ايشان خطبهء روزگار خود برخواندند كه وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ، و او - جلّ جلاله - به خودى خود مدح اين مشتى خاك گفت : وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ، وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ . سرّى است ما زخم‌خوردهء فناى خويشيم ، و عطا دادهء بقاى وى ، چون بر جود خود نگريم همه فنا بينيم ، و چون به جود بىعلّت وى نگريم همه بقا بينيم . اى درويش ! تو به صورت تربت منگر ، به سرّ تربيت نگر 63 ، هر دانه‌اى كه به خاك دهى ، اضعاف مضاعفه باز دهد ، هر چه به آتش دهى پاك بسوزد . آن دانهء گندم را كه رازدار سرمايهء قوت است به دايهء خاك دهند تا وى را در كنار و سينهء خود بپرورد ، آنگه به مدّت اندك اضعاف مضاعفه ريع باز دهد فى كلّ سنبلة مائة حبّة . او - جلّ جلاله - حبّهء محبّت و دانه يگانهء مودّت را در طينهء سينهء خاك پاشيد كه يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ، آنگه به يد لطف آن طينه را تخمير كرد كه خمّر طينة آدم بيده / b 54 / اربعين صباحا ، و به شمال نوال بپرورد و به زلال افضال از سحاب اقبال مدد كرد كه وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ . و در نهايت اسرار سنبله قبول ببست ، و ريع وصل و وصول در پيوست مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها . كلمهء شهادت شجره‌اى است بر شط بركهء با بركت دل بر رسته است ، عرق او در زمين عشق ، ساق او در عالم اشتياق ، بالاى او در عالم آلاء و نعم ، مدد او از زمزم لطف و كرم ، اغصان او در هواى هويّت ، اوراق او از اسرار عنديّت ، انوار او از عالم انوار قلوب ، ازهار او تحف سرادقات غيوب ، ثمار او قربت ، نثار او محبّت . آرى چنين 64 درخت جز در باغ اللّه نبود ، حارسش جز نظر پادشاه نبود . آنگاه هر درختى در سالى يك بار بردهد ، اين درخت را هر دم برى 65 ، هر لحظه بارى ، از سرّ غيب ثمرى دهد ، بيخ او در قعر بحر دل صديقان ، ظلّ ظليل او مستروح ارواح عاشقان . مستراح العابدين تحت شجرة طوبى . امروز شجره طيّبه ، فردا شجرهء طوبى . شاخ او متمسّك صادقان . فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى . برگ او قرطاس انفاس مشتاقان ، ميوهء او لذّت مناجات سوختگان . آدم را چنين درختى بود كه از آن 66 ثمرهء اجتبا باز كرد ، ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى . نوح را درختى بود كه از آن ثمرهء مناجات باز كرد ، وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا . موسى را درختى بود كه از آن ثمرهء مناجات باز كرد ، فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ . زكريّا را درختى بود كه از آن درخت ثمرهء شهادت باز كرد ، مريم را